چرا انقدر وقت میبره
هر مدیرِ ساختمونی این چهارتا رو میشناسه.
جمعکردنِ شارژ، هر ماه یه کابوس
پیام میدی، یادآوری میکنی، خجالت میکشی، فشار میآری — آخرش باز یه نفر نمیده.
«سه هفته گذشته، هنوز درگیری پیگیریای.»
ساکن میگه مالک بده، مالک میگه ساکن بده
پولِ تعمیر آسانسور رو از کی بگیری؟ پولِ آب گرم رو از کی بگیری؟ هیچکس زیر بار نمیره.
«یه هفتهست سرِ یه شارژ دعواست.»
دفتر شارژ، اگه گمش نکرده باشی
دفتر کاغذی، یه فایل اکسل، چندتا پیام واتساپ — هیچکدوم با هم جور درنمیآد. یه اشتباه، همهچی بههم میریزه.
«یه واحد دو سال پیش اشتباه حساب شده، هنوز دعوا سرشه.»
«پول کجا رفت؟»
پسانداز ساختمون، خرجِ اضطراری، موندهی حساب — وقتی ساکن میپرسه، جوابِ آماده نداری.
«سؤال میپرسن، تو میری دنبالِ رسیدها.»